همیشه فکر میکنم اگر من تو یه محیط دیگه بزرگ شده بودم و خدایی تو زندگیم نبود سرنوشتم چی میشد
همیشه فکر میکنم اگر من تو یه محیط دیگه بزرگ شده بودم و خدایی تو زندگیم نبود سرنوشتم چی میشد
امشب جلسه ی توجیهی انتخابات بود
یه خانم کنارم نشسته بود اولاش حرف زدیم وکمی اشنا شدیم ،موقعی که میخواست بره گفت اگر حوزوی بودی حتما چادری بودی ،و ان شالله که برای مدرسه ارایش نمیکنی ؟ گفتم والا من همیشه سر وضعم همینطوره بعد گفت ناخن نمیزاری ، جواب،دادم من ناخنام از بس رشد دارن نیازی به کاشت ناخن ندارم و چرا ناخن های خودم که ارزوی خانم هاست را نزارم بلند باشن در اخر گفت رییس اداره گفته معلمای ما حق ارایش ندارن و خیلی رعایت میکنن و نامه زدیم به مدارس😒😫
بعد من روشو کرد خانم سمت چپیش یه امرونهی هم کرد به ایشون که کاشت ناخن داشت و لاک صورتی زده بود و بعد فلنگ بست و رفت😎😎
ومن بیچاره که حتی اصلاح ابرو هم نمیکنم حق نداشته باشم ناخنم بلند باشه و مژه هام را ریمل بزنم و ضد افتاب بزنم و اینا 😣
همکار دارم هزار قلم میکنه ولی اصلا بهش نمیاد حتی یه کرم زده باشه
این روزا مژه هام را حسابی تقویت کردم انگار مژه کاشتم احتمالا شاید با مژه هامم بوده😂
دیگه کم کم باید یه چیز مشکوک تو زندگیم را بفهمم ![]()
از موقعی که یادم میاد سالهای قبل ازربیست سالگی تقریبا تا امروز هر وقت کسی پرسیده مجردی یا متاهل و یا اینکه اشنایان که میدونن مجردم میگن خووووش بحالت که مجردی و نکنه ازدواج کنیااا
خداییش خیلی خیلی دلم میشکنه و دلم میگیره چرااا باید این حرف را بهم بزنن
مثلا همکار خانم یه دختر نوزده ساله داره و خودش دخترش را به پسر معاون مدرسمون تعارف کرد و عکسش را نشون داد ودنبال شوهر برای دخترشه اون وقت هفته ی قبل گفت خوش بحالت که مجردی واصلا ازدواج نکن حتی مدیرمون که اقاست پارسال گفت اگر به جای تو باشم هیچ وقت ازدواج نمیکنم😒
اون وقت یه همکار متولد ۵۹دارم الان چهارسال ازدواج کرده یادم میاد قبل ازدواج همکارا روزی یه خواستگار براش معرفی میکردن میگفتن گناه داره تا تشکیل زندگی بده یا برای دختر پسرای کم سنشون که اصلا موقع ازدواجشون نیست کلی عجله دارن ومیگن دیر شده😡
خلاصه بگم که روزی چند نفر این جمله ی مشترک را دارن بهم میگن
عجیبه خیلی عجیبه چرا همه طی این سالها این جمله ی واحد را دارن 😔
اداره بهم گفتن مدرک ارشد it را اعمال نمیکنند چون نامرتبط با اموزگاری هست
باید بلااجبار تغییر سمت بدم شاید یه جورایی اعمال کنند ،
خیلی بدم میاد که برم خودم را گرفتار توی اداره کنم
دیشب از ساعت هشت تا دوازده و امروز صبح از ساعت ده تا الان درگیر کد گیری برای والدین بودم که بتونم وارد سایت بشم برای نظر سنجی
فقط با زور ده نفر را تونستم وارد بشم و ثبت کنم بقیه هم خطا میدن از شانسم و الان دو ساعت هم هست سایت قطع شده
چقدر الکی شده که دانش اموزان باید واردرسایت بشن و رای بده اخه من با این همه مدرک و امتیاز چرا منتظر رای والدین باید باشم این بنده خداها واسه گرفتن شارژ گوشی میرن کافینت اون وقت چطور میخوان به من رای بدن
این مدرسه ای که هستم همه دانش اموزان را به اردو نمیبرن مخصوصا که پایه ششم وسال اخر باشی بچه ها نیاز دارند به اردو ولی متاسفانه کادر مدرسه ی ما درکی از این موضوع ندارن و بین بچه ها گلچین میکنن برای اردو مثلا کسانی که در نماز شرکت نکرده اند ،اخه ادم حسابیا فکر کنید بچه ی خود شماست
دیروز گلچین شده ها را بردن اردو وامروز پنج نفر از بچه های کلاس من به دلیل اردوی دیروز نیومدن و مدیر کلی دعوا کرد با من ، چون گفته بودم اگر چهارشنبه نیایید اشکال نداره
امروز بکی از دانش اموزان ع م را زنگ اخر بردن کلاس اقای م به دلیل بی نظمی بدون اینکه به من اطلاع بدهند ، نمیدونم چرا با غرور بدون مشورت با معلم این تصمیم را می گیرن
از آذر ماه برای پودمان دوم دانشگاه فرهنگیان تدریس کردم،تجربه ی خوبی بود ،سعی کردم چشم بسته به همشون نمره ی ۲۰بدم بجز به یه نفرشون که جلسه ی اخر غایب بود و بام تماس نگرفت
فکر میکردم برگردم یادم هست که بیام اینجا چه بنویسم ولی اصلا انگار همه ی خاطرات پریدن
اتفاق خیلی بدی هم که افتاد واتساپم کلا حذف شد و گروه های که من ادمین بودم از دست رفت و تمام کانالهایم هم حذف شدن ،انگار یه شهر مرده ان
اینقدر روز ماجرا هست ،چون نمینویسم کلیشون را هی فراموش میکنم