روز یکشنبه ساعت یازده آقای ب از طرف بسبج فرهنگیان تماس گرفت تا ساعت دوازده وقت داری اعلام حضور کنی برای راهبان نور که سه شنبه صبح حرکت هست ،گفتم شاید من نیام وتا ساعت دوازده نمیتونم تصمیم بگیرم چون مدرسه دارم ،یهو یه زبون دراورد که نگو که معلم باید شخصیت داشته باشه و مثل اردوی مشهد که زنگت زدم نیومدی و بعد گفتی منو نبردن و ..... منم گردن باری به عمد ایشون یه ده دقیقه ی دیگه شد پیامش دادم باشه میام ،..
حالا مونده بودم چطور به مدیر بگم ،دیگه گذاشتم تا روز دوشنبه که ماموریت برامون بزنن و اسامی را بفرستن برای مدرسه که دیگه مدیر خودش بدونه......،روز دوشنبه زنگ اخر به معاون گفتم نگاه کن نامه ای چیزی نیومده اگر اومده اسمم باشه من میخوام برم راهیان نور وشما به مدیر بگو من روم نمیشه .....،سر کلاس بودم که اومد گفت مدیر گفته بهش بگو دو روز کلاس را تعطیل کند. رفتم گفتم اقای مدیر اخه کسی را میفرستم به جام کلاس گفت خیر اصلا اگر خودت میای که هیچ وگرنه تعطیل کن و کلی حرف زد که مگه باید اداره هرجا گفت باید بری و تو باید اماده باشی،نباید برای همه چی حاضر باشی که وکارت درست نیست ...منم گفتم شاید نرم ،خلاصه،......اخرش با کلی خجالت دیگه بچه ها را گفتم سه شنبه و چهارشنبه تعطیل ونیایید مدرسه...
بقیه ی ماجرا برای بعد