مدت دو ماهی هست انواع روغن خریدم و وترکیبی یا شبی یکیشو امتحان می کنم
امشب کل صورتم را فندق زدم والان پلک پایین چشم چپم ورم کزده و کلی سوزش داره
چون من همیشه عادت دارم و هیچ اتفاقی نمیفتاده ،الان نمیدونم علتش چیه
پ ن :
مدت دو ماهی هست انواع روغن خریدم و وترکیبی یا شبی یکیشو امتحان می کنم
امشب کل صورتم را فندق زدم والان پلک پایین چشم چپم ورم کزده و کلی سوزش داره
چون من همیشه عادت دارم و هیچ اتفاقی نمیفتاده ،الان نمیدونم علتش چیه
پ ن :
روز چهارشنبه عصر ساعت ۱۶ حرکت کردم به سمت تهران برای دوره ملی صعود .
همه خوابن من طبق معمول بیدار،چشام خیلی درد میکنن
ان شالله فردا ساعت ۱۳اختامیه هست ،دیوار به دیوار اردوگاه کاخ سعدآباد هست ،ببینم این سری بشه ، سر بزنم یا نه ،چون ساعت ۱۷بلیط دارم برای برگشت ،میترسم تو ترافیک بمونم نرسم
بیرون بودم ساعت ده اومدم خونه ،یه ساعت پیش چای دم کردم وقت نشد بخورم ،الان برم چای
نمیدونم چرا حس ندارم بنوبسم
یه ربع بعد : دیگه کلا گفتم الان صبحونه بخورم پیش پیش به حای فردا صبح😀 خونه ما همیشه نون باگت هست هیچکی هم بحز من نمیخوره ،منم ماهی شاید یبار ،دیگه الان همراه با چای کره بادام زمینی و شیره خرما و ارده
دوست داشتم که ماه قبل را بنویسم
ولی هر وقت خواستم بیام بنویسم ، نمیدونم چرا اصلا فقط تو دلم تکرار کردم و ننوشتم
چون کلا همیشه همینطور بزرگ شدم و حاضر نبودم کسی ازم چیزی بدونه
امروز ظهر رفتم مدرسه تا ساعت ۱۵ که مرخصشون کردم فقط درحد اشنایی و یه سنجش و گفتن قوانبن کلاس
مدیر گفت یه دانش اموز جدید تبت نام کنیم ؟،گفتم بیار سنجشش کنم ، همراه با پدر و مادرش اومد وقتی پسره اومد کنارم یه کم خجالتم شد. فکر کنم ۱۸۰ قدش بود مادرش رفت کنار پدرش و روشو کرد اونور فکر کنم خندش گرفته بود ، وقتی ضرب ازش پرسیدم تا خونه ی دو هم بلد نیست ،دیگه به والدینش گفتم بیارید ثبت نام کنید و کلی در مورد این که این همه سال چی میکرده که هنوز یه ضرب در حد دو بلد نیست وگفتم انتظار بی جا ازم نداشته باشند
پ ن :نمیدونم بعضی ها چطور روشون میشه همه چی را استوری میکنن ،یه شاخه گل که براش اوردن هزار نمونه همراه با دانش آموز ازش عکس گرفته ، من به جاشون اب میشم 😰😰
همکارم ف چ دیگه هر ثانیه یه عکس از چهره واندامش داره استوری مبکنه ،بنظر اختلال شدید روانی پیدا کرده هرچی را میخواد منتشر کنه عکسش را با آرایش غلیظ کنارش میزاره 😯