سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 4:13 | تلاش -
یه مدیری هست یه سه سالی براش بعضی کاراش مثل ثبت نام بچه ها ،واریز شهریه کتاب و ...را بدون منتی چیزی انجام میدم
پارسال که براش یک میلیون و دویست هزینه ی کتاب بچه ها را واریز کرده بودم گفت من نمیتونم کارت به کارت کنم و یه مدت تا کمک به مدرسه و این چیزا جمع شد
یروز صدام زد گفت بیا هزینه ی کتابا که زحمت را کشیدی ،
خدااا دیدم کل پول ده تومنی کزده و بدون کش و یا اینکه تو پاکت و مشمایی چیزی گذاشته باشه ،یهو من یه مشما از روی میز دیدم و برداشتم که پولا را بزارم داخلش ،که ناگهان صدا برد بالا وای مشما را بده ،من اون لحظه موندم چی جواب بدم ![]()
![]()
![]()
ادامه دارد