ساعت ۱۲:۳۰ شروع کلاسا بودن، با تاخیر رفتم مدرسه یه چندتایی ازوالدین هم در کلاس نشسته بودن که منو ببیند ویه سفارشی کنند.
تو لیست که بهم دادن ۲۹نفر دانش آموز ولی شش نفر غایب بودن که معمولا همیشه تنبلا اول مهر غایبن ،زنگ اول قوانین کلاس را گفتم ،زنگ بعدی گفتم هر چه دل تنگتون میخواد برای من بنویسید، از اینکه دوست دارید امسال معلمتون چطوررباشه و انتظاراتتون را درکل بنویسید چه چیزی تووکلاس اجرا بشه ،یا کتابی راردوست دارید و......
عجیب که بیشتراشون حتی یه کلمه تا نیم ساعت ننوشتن با خواهش والتماس و کلی توضیح تا بکی دو خط نوشتن ،این نشون دهنده بود که امسال فاجعه هست ،وقتی به دانش آموز حتی یه انتظار از معلم را نمیتونه بنویسه 😔
بعدش ضرب را پرسیدم هشت نفر دست کم ضرب بلد نبودن 😭 من همیشه از همون روز اول تشخیص میدم که کلاس چه سطحی هست ،واین ننوشتن انتظاراتشون منو خیلی نگران کرده
سه زنگ دیگه مرخصشون کردیم ،بعد رفتیم دفتر وجلسه ی معلمان گرفته شد. که همون موقع اقای م که چهارسال قبل سرباز معلم در مدرسه ی ما بودن اومدن با جعبه شیرینی ،همه گفتیم به به داماد شدی شیرینی اوردی ولی خداروشکر خبر بهتری داد که استخدام شدم
**بکی از همکاران گفت بکی از والدین کلی اومده سفارش کرده که خانم ....بچه ی منو کتک نزنه بهمون گفتن که کتک می زنه**
اخه خانم به این مهربونی ونازی 😍😁احتمالا یکی میخواسته بچه را بترسونه از همون اول درس بخونه 😁😂