فردا صبح ساعت ۸ صبح امتحان میدیم ودوره سربازی ما تمام میشه![]()
دیگه ساعت دوازده ، بعد دو هفته ی طاقت فرسا ارامشی پیدا می کنیم ،البته اگر ازمون خوب بدم و دلم خوش باشه![]()
ان شاالله پس فردا هم که باید برگردیم ،بعضی همکارا مستقیم میرن تهران برای شرکت در دوره رهداد ( متاهل و بچه هم دارن ،بگو بابا لازم نیست خودکشی کنید که ،شوهراشون انگار عاجزشون هستن
)
منم برگردم خونه استراحت کنم اگر دوره ای چیز بود بعد شارژ بشم شرکت کنم
با اینکه اینجا غذای خوب و به موقع میدن ولی من تو مسافرت کم اشتها هستم ،ولی برعکس هم اتاقیا خیلی پرخور و خیلی قد بلند و گنده هستن ، حتی یه چیزی که جدا بخرم یه جوری نفوذ میکنن و میخورنش
تخمه ها و قهو ه هام و کاپیچوناهم را یروزه تمام کردن ،و خوردنیای خودشون را مخفی میکنن ، تعداد کمیشون خیلی خسیسن ،وقتی سلف میرن بجز سهم خودشون سهم جداگونه میزارن تو کیفشون
دیشب رفتم میوه خریدم نمیدوستم چطور مخفیش کنم ،ولی باز فایده نداشت