بیستم مهر عروسی برادرم به خیر و خوشی گذشت ،بیشتر از انچه دعوت کزده بودیم اومدن و همین طور خداروشکر یه عده به واسطه فوت یه نفر دبگه نیومدن وگرنه تالار جای این همه ادم نبود و ابروریزی میشد ،با اینکه من لذت چندانی نبردم وحتی دریغ از یه عکس وفیلم که با گوشی خودم بگیرم ،اولین بار تو عمرم رفتم ارایشگاه که یه میکاپ کنم ،اصلا ،اصلا به دلخواهم نبود ،من تعجب میکنم این چطور عروس میکنه ، حرومش باشه که اینقدر ازمن پول گرفت
خواهرام و خواهرای عروس با یه تومن میکاپ و شنیون کردن ،اندازه یه عروس براشون وقت گذاشته بودن،
برای کادو هم که من یه تومن شاباش بیست تومن هم کادو دادم .سرعقد هم که قبلا دستبند داده بودم ،دوست داشتم خیلی بیشتر بدم ولی به واسطه ی خرجای دیگه نشد،
هیچ همکاری هم دعوت نکرده بودم ولی برای همه پک خوراکی بردم
ان شاالله روزی برادرای دیگه ام و همینطور مخاطبای مجردم