خیلی تنبلم برای نوشتن وقایع روزمره وگرنه اگر می نوشتم شاید سالی یه رمان از زندگیم می تونستم بدم بیرون
امسال یکی ازرهمکاران انتقالی گرفته و رفته خارج از استان و به جای ایشون من را سرگروه معلمان کرده اند و همبنطور به عنوان مدرس معلمان ،البته پارسال هم به عنوان مدرس معلمان جدیدالاستخدام انتخاب شده بودم،
الان دوهفته هست اخر هفته در کلاسهای آموزشی برای مدرسان منطقه به مرکز استان میریم کلی خستگی داره و روزهای یکشنبه هم ما برای معلمان زیر ده سال کارگاه برگزار می کنیم
در هر صورت تجربه ی خوشایندی هست با اینکه حکم خودم هم ۶سال سابقه هست ولی انتخاب شدم برای این سمت خداروشکر میکنم
دوست دارم امسال به عنوان معلم نمونه ی کشوری انتخاب بشم ولی برای این عنوان باید مقام های استانی و کشوری زیادی کسب کنم ولی تنبلی نمی زاره
با اینکه دیگران همه منو از بیرون خیلی پرانرژی وفعال میدونن ولی خودم میدونم که چقدر تنبلی میکنم وکارهام را انجام نمیدم وگرنه اگر فقط روزی یه ساعت هم وقت بزارم میتونم به راحتی مقام های کشوری را بدست بیارم
پ ن:بچه های کلاسم خیلی وراج و پرحرفن هیچ آدابی از مدرسه را طی این سالها انگار یاد نگرفتن ولی کم کم دارن درست میشن و حساب دستشون میاد