صبح ساعت ۷:۳۰ شماره ی ناشناسی زنگ زد ،برنداشتم ،گفتم مردم ازار ااول صبح حتما یکیه که باز کارم داره![]()
باز ساعت ۸:۴۰ اقای ب از اداره زنگ زد برنداشتم پیام داد بردار کار دارم ،زنگش زدم گفت بیا بامون همکاری کن یه چهارساعت هنرستان درس بده ،و اونی که زنگت زده اول صبح مدیر مدرسه بوده ،وبردار همین الان برو مدرسه باش صحبت کن و...
گفتم اصلا من امروز نمیتونم تا هنرستان برم چون ظهر کلاس دارم وباید برگه تصحیح کنم و تحویلشون بدم ،فردا اول صبح میرم
فقط بخاطر این قبول کردم که بتونم خودم مسلط به این کتاب بشم و شاید سال دیگه کلا رفتم هنرستان (با اینکه به هر حال یک روز ازهفته را یه شیفت مدرسه خودم یه شیفت هنرستان کل روز در گیرم و سختم می گذره )
باید تدریس کتاب را هم از اپارات بگیرم وخدایی ناکرده تو تدریسش ضعیف عمل نکنم چون بعضی مطالبش را تا حالا نخوندم و نه شنیدم ![]()
پ ن: امروز معاون اموزشی اومد کلاسم برای سنجش بچه ها و از بین سوالات دوتاش خیلی سخت بود که فکر کنم خودمم بلدش نبودم ولی ماشالله بچه ها خوب عمل کردن و خودم ازشون خیلی رضایت داشتم ،بعضی ضعیف ضعیف ها که تو کلاس همیشه چرت میزدن عالی جواب دادن ![]()