دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۴ | 0:57 | تلاش -
از دو هفته قبل که دوتا عروسی رفتیم بعد عروسی دوم همون روز بعدش مادرم گفت چشمم انگار یه لک روش هست درست نمی بینم
میگفت چرا همون روز یها اینطور شدم ،
امشب رفتیم چشم پزشک ،گفت هرردو چشمش اب مروارید دارند و چشم چپش وضعیت خوبی نداره و باید فوری عمل بشن
امشب کل خونواده تقصیرا را انداختن گردن من ، میگن زیادی به خودت رسیده بودی و ..... بخاطر این هست ، که چشم زخم به مادر سرایت کرده ( چون بعد اون عروسیا حتی خونوادم خیلی درمورد پوشش من صحبت کردن ،که نباید اینطور میرفتی ) چون اتفاق مشابه قبلا برامون افتاده بود وهمه دقیقا همون لحظه چشم زخمه را حس کرده بودیم