معاون همیشه از بکی از دانش آموزان تا حدودی بد میگفت و من طرفش را میگرفتم والا این تو کلاس جیکش در نمیاد و درساش هم میخونه ،من راضیم ازش
تا اینکه از بهمن کم کم خودشو نشون داد ،و بیرون از مدرسه خبر می رسید که با بچه ها دعوا میکنه ،اسفند هم زبون دراز شد ،حالا بعد عید که اومده هر روز زبون درازی می کرد و ادب را نگه نمی داشت و با پرویی حرف میزد ،چون منم به مامانش اطلاع نمی دادم تا دیروز که واقعا ادب را نگه نداشت و گستاخی و توهبن کرد.بخاطر همین یکی از دانش اموزان دیگه که فکر میکرد چیز خوبیه تکرار کرد ،که فوری سر کلاس زنگ مادر اون دومیه زدم و گفتم ایشون تا تابستون باید باید بیاد مدرسه و قبولش نمیکنم ومادرش کلی معذرت خواهی که....
واون گستاخ را هم چون بچه ی طلاق هست و زیاد تحملش کرده بودم و مادرش مریض بود ،یه جورایی دلم نمیومد به مادرش بگم ،دبگه پیام مادرش دادم ،بیا پروندشو بگیر ،اصلا من نمره بهش نمیدم و دیگه من قبولش ندارم
دیگه ایشون باز گفت مشکل قلبیم زیاد شده و ببخشید و شرمنده و....
اینجا تقصیر من بوده که همون اسفند ،برخورد جدی با این دانش اموز نکردم.
(کلا چند دانش اموز دارم که ،درک وشعور خیلی خیلی پایینی دارند ،واینده ی خوبی نخواهند داشت ،اینا همینطور بخاطر نظام غلط آموزش و پرورش همینطور نمره گرفتن و اومدن
کلا ادم بزرگا هم همینطورن اگر یه رفتار بدی کردن و جوابشون ندیم گستاخ تر میشن.