همه ی ما گاها اخلاقمون تو چند تانیه یه تغییر میکنه و دلمون میخواد کاری که نباید انجام بشه را انجام بدیم
مثل من که امشب دلم خواست کلا بزنم وبلاگ را حذف کنم ،و چند بار دست هی رفت که بحذفم
چند سالی هست وبلاگ را دارم ،ولی خب نمی نوشتم ،تا دوسال قبل که یکی از مخاطبام گفت شروع کنم بنویسم ،راستش واسه خاطر ایشون شروع کردم ،ولی ایشون چون رفته فکر کردم منم برم
وقتی شروع کردم به نوشتن ،خب طبیعی هست که مخاطب هم بیاد کامنت بده ،اولا که تایید نمی کردم ،دیگه کم کم شروع به تایید کردم
با اینکه کلی خاطرات ،شیرین وتلخ ،تلخ دارم که هیچ کدوم را به اشتراک نزاشتم ، فقط یه سری موارد جزیی را اینجا نوشتم
برای همه ی شما ارزوی سلامتی وخوشبختی دارم ،مخصوصا اون مخاطب که منو ترغیب به نوشتن کرد ،
پ ن :احتمالا ۹۹درصد اینجا را ادامه بدم(فقط وبلاگ یه نفر را از فهرست دوستام حذف کردم که اپ بودنش را ندونم و نخوام ببینم وبخونم ،چون دیگه ادرسی ندارم که بهش سر بزنم)