دیروز معاون پرورشی فلش داد که عکسا را بفرستم روش. رفتم کلاس گذاشتم روی میز ،( همیشه همین عادتم هست واعتماد میکنم به بچه ها )
زنگ چهارم بچه های اون ششم اومدن کلاس و طریقه ی چگونه تمرکز کردن و بالا بردن سرعت خواندن با چشم بدون لب زدن
(چیزی که تا الان وامروز به خودم آموزش ندادن و سعی میکنم بچه ها همیشه جلو باشند)
زنگ زد و رفتن و بچه های خودم اومدن کلاس و من رفتم دفتر معاون گفت فلش را بیار اگر عکسا را ریختی گفتم وای صبر کن تا برم بیارمش رفتن من وندیدن فلش ![]()
هرکسی یه چیزی گفت و کلا شروع به تهمت زدن به همدیگر کردن از اون کلاس رفتیم پرسیدم وبچه ها همه اشاره کردن به م د که اون برده وباید کوله ی ایشون را ببینی دیدم داره آشوب میشه گفتم بشینید خودم میدونم چکار کنم صبر کنید
یهو مدیر اومد ونزاشت من ادامه ی صحبتم را بدم رفتم بیرون بعد بچه ها گفتن مدیر گفته نمره ی انضباط همتون را کم میدم یا پیداش می کنید
من گفتم بچه ها ببینید من شک دارم احتمالا تو کیف خودم باشه وجلوشون کیفم را کاملا خالی کردم و نگاه کردم وهمه مامور شدن کل کلاس را گشتن وباز م د که بهش تهمت را زده بودن اومد توگوشم گفت میدونم فلانی برده گفتم برو بشین
رفتم تو منبر موعضه ببینید گل پسرای من ، من معلم خوبی نیستم اگر دانش آموز من این کارو کرده باشه و الان ببینید آیا من اومدم کوله ی شما را نگاه کنم ؟ من به شما اعتماد میکنم وان شاالله هرکسی دید خودش فردا تو یه مشما میزار وبعد بالای کتابا تو کمد میزاره تا من ببینم بردارم میدونستم که هرکی برداشته تنها راه بدست اوردن فلش همین کار هست و گشتن کوله کار احمقانه ای بود و هم وقت گیر و زمان بر بود و حس بسیار بدی داشتم با این کار![]()
و اگر در کوله ی اون نفر که بهش شک داشتیم پیدا میشد یه عمر این بچه جلو بچه ها نمیتونست سر بلند کنه
شب هم اومدم تو گروه پیام دادم پسرای عزیزم هرکی فلش را دید یادش باشه بزاره بالای کتابا توی فابل من بردارم
امروز به محض ورود به مدرسه همه تو پنجره صدا زدن خانوووووم فلش پیدا شده ![]()
مدیر هم صدا زد تا فلش تو دستشه ،گفتم ببین تنها راهش همین بود که پیدا بشه
بعد پرسیدم خب کجا بود گفتن خانم همینجوری تو طاقچه ی کلاس گذاشته بود![]()