۱۷بهمن ۴۰۲ ش گ دبیر زبان از تهران درخواست یه اقدام پژوهی کرد
و من هی کار تو کار پیش اومد و نمیتونستم براش کامل کنم
تا دیروز صبح که پیام داد <<کاش از اول میگفتید که نمیتونید انجام بدید من در مدرسه برای اقدام پژوهی شرکت نمیکردم فقط،برای بقیه افراد این کار رو انجام ندید چون همه مثل من تحمل ندارند هرچند که واقعا ناراحت شدم و کاش اعتماد نمیکردم >>![]()
و منم قول دادم تا عصر یا شب ساعت نه براش بفرستمش
با خانم ب تماس گرفتم تا عصر یا شب ساعت نه میتونی یه اقدام پژوهی با این موضوع اماده کنید ،گفت با قیمت.،،، میتونم گفتم خوبه
ولی یه لحظه فکر کردم اگر کپی باشه چی ویا دیر بفرسته چکار کنم بعدش ،دیگه گفتم خودم بنویسم بهتره و خیالم راحت تره دست به کار شدم ولی نتونستم تا قبل نه اماده اش کنم و ساعت دو رفتم خوابیدم
گفتم صبح بلند بشم و کامل کنم براش بفرستم، باز ساعت ۱۲پیام داد
<<سلام میدونید چند بار به دروغ گفتید امروز حتما میفرستم همه همکارا اقدام پژوهی رو تحویل دادند فقط من موندم که الکی به شما اعتماد کردم اونم برای اولین بار اگر تو این چند ماه میرفتید دوره نوشتن اقدام پژوهی رو میدید بهتر بود>>![]()
جوابش ندادم و کامل کردم ساعت ۱۳:۵۸دقیقه براش ارسال کردم وبعد تماس گرفتم هرجا دیدی مشکلی هست و نیاز به ترجمه داره بگید انجام بدم (امیدوارم ایراد نگیره حوصله ی ویرایش را ندارم
)
خدایی کار من خیلی اشتباه بود و خیلی زودتر باید براش انجام میدادم ولی سعی میکنم که به تلافی این دیر شدن براش تو جشنواره الف تا شرکتش بدم